ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

247

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از اين رو ، اميرى كه نگهدارى طوس را بر عهده داشت ، كسى را پيش ملك غياث الدين فرستاد و زنهار خواست . غياث الدين به دو امان داد . او نيز از شهر بيرون رفت و به استقبال ملك غياث الدين شتافت . غياث الدين ، او را خلعت داد و به هرات فرستاد . پس از گرفتن طوس ، غياث الدين براى على شاه بن خوارزمشاه تكش ، كه از سوى برادرش علاء الدين محمد ( يعنى سلطان محمد خوارزمشاه ) در نيشابور نيابت مىكرد ، پيام فرستاد و دستور داد كه از آن شهر برود و اگر مىخواهد در آن جا بماند ، از زور و نيروى برادرش ، شهاب الدين ، انديشه كند . على شاه لشكر خوارزم شاه را در اختيار داشت . از اين رو ، او و سرداران و سپاهيانش با يك ديگر همدست شدند كه از تسليم شهر خوددارى كنند . به دنبال اين تصميم ، شهر را استوار ساختند و عمارات و آباديهاى بيرون شهر را ويران كردند و درختان را نيز بريدند . ملك غياث الدين روانه نيشابور شد و در اوائل ماه رجب بدان جا رسيد . ولى لشكر برادرش ، شهاب الدين ، براى جنگ پيش افتاد . غياث الدين كه اين وضع را ديد ، به فرزند خود ، محمود ، گفت : « لشكر غزنه در فتح مرو بر ما پيشى گرفت . آنها مىخواستند نيشابور را بگيرند و اكنون زودتر از ما بدان جا رسيده‌اند و اين